فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز
فونت زيبا ساز
آخرین برگزیده زمین :: بایگانی نوشته ها


تاريخ : شنبه بیست و نهم فروردین 1394 | 19:43 | نویسنده : N.s جوهری | 2 باران ارادت

تنها گل گلزار باغم مادر
بعد از خدا تنها امیدم مادر

من با دعایت روسفیدم مادر
مادر پرستار دلم ای روشنی بخش و چراغ منزلم

در قلب من این آرزوی آخر است
گویند بهشت در زیر پای مادر است

ای وای من قدر تو را نشناختم
من را ببخش تنها به خود پرداختم

مادر پرستار دلم ای روشنی بخش و چراغ منزلم

تو با بدی ام ساختی و سوختی
تنها چراغ خانه را افروختی

هر جمعه ها چشمت به قاب جاده ها
شاید بیاید ام یجیب جاده ها

مادر پرستار دلم ای روشنی بخش و چراغ منزلم

کسی که تا همیشه پای من سوخت
چراغ خانه سرد من افروخت

شبی که سر به بالین تبم من
زمین و آسمان یکجا به هم دوخت

مادر تویی دار و ندارم مادر
بعد از تو من دیگر چه دارم مادر

ای گریه ات پشت و پناهم مادر
من با دعایت روبه راهم مادر

مادر پرستار دلم ای روشنی بخش و چراغ منزلم

سلطان غم چشم و چراغم مادر
تنها گل گلزار باغم مادر

بعد از خدا تنها امیدم مادر
من با دعایت رو سفیدم مادر

مادر پرستار دلم ای روشنی بخش و چراغ وچراغ منزلم



تاريخ : شنبه بیست و نهم فروردین 1394 | 12:11 | نویسنده : N.s جوهری | چشم انتظارارادتیم

دلت که می لرزید من با چشام دیدم

تو زل تابستون چقد زمستونه

هوا گرفته نبود دلم گرفت اون شب

به مادرم گفتم هنوز بارونه

هنوز بارونه

 

قطار رد شد و رفت مسافرا موندن

مسافرا که برن قطار می مونه

تو برف بارونی قطار قلب منه

قلب شکسته ی من تو برف مدفونه

 

 دانلود آهنگ ریمیکس شده قطار با صدای آشنای محسن چاوشی



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه بیست و هشتم فروردین 1394 | 21:17 | نویسنده : N.s جوهری | چشم انتظارارادتیم

ه

لطفا زود قضاوت نکنید

پزشک دوباره لبخندی زد و پاسخ داد: من جوابی را که در کتاب مقدس انجیل گفته شده میگویم از خاک آمده ایم و

به خاک باز می گردیم، شفادهنده یکی از اسمهای خداوند است ، پزشک نمیتواند عمر را افزایش دهد ، برو و برای

 پسرت از خدا شفاعت بخواه ، ما بهترین کارمان را انجام می دهیم به لطف و منت خدا .

 

پدر زمزمه کرد: (نصیحت کردن دیگران وقتی خودمان در شرایط آنان نیستیم آسان است )

 

عمل جراحی چند ساعت طول کشید و بعد پزشک از اتاق عمل با خوشحالی بیرون آمد خدا را شکر! پسر شما نجات پیدا کرد

 

و بدون اینکه منتظر جواب پدر شود، با عجله و در حالیکه بیمارستان را ترک می کرد گفت : اگر شما سؤالی دارید،

 از پرستار بپرسید

 

پدر با دیدن پرستاری که چند لحظه پس از ترک پزشک دید گفت: چرا او اینقدر متکبر است؟ نمی توانست چند

دقیقه صبر کند تا من در مورد وضعیت پسرم ازش سوال کنم؟

 

پرستار درحالیکه اشک از چشمانش جاری بود پاسخ داد : پسرش دیروز در یک حادثه ی رانندگی مرد ،وقتی ما با

او برای عمل جراحی پسر تو تماس گرفتیم، او در مراسم تدفین بود و اکنون که او جان پسر تو را نجات داد با عجله

اینجا را ترک کرد تا مراسم خاکسپاری پسرش را به اتمام برساند.

 

 

هرگز کسی را قضاوت نکنید چون شما هرگز نمیدانید زندگی آنان چگونه است و چه بر آنان میگذرد یا آنان در چه شرایطی هستند؟



تاريخ : سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1394 | 21:33 | نویسنده : N.s جوهری | 2 باران ارادت



تاريخ : شنبه بیست و دوم فروردین 1394 | 22:39 | نویسنده : N.s جوهری | چشم انتظارارادتیم