فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز
فونت زيبا ساز
آخرین برگزیده زمین :: در جوانی پاک بودن شیوه پیغمبری است.



تاريخ : شنبه بیست و دوم فروردین 1394 | 22:26 | نویسنده : N.s جوهری | چشم انتظارارادتیم



تاريخ : شنبه بیست و دوم فروردین 1394 | 22:20 | نویسنده : N.s جوهری | چشم انتظارارادتیم

یک شبی مجنون نمازش را شکست/بی وضودرکوچه ی لیلی نشست

عشق آن شب مسته مستش کرده بود/فارق از جام علستش کرده بود

گفت: یارب ازچه خارم کرده ای/برطناب عشق دارم کرده ای؟

مرداین یازیچه دیگرنیستم/این تو و لیلی تو من نیستم؟

         گفت: بیچاره لیلی ات منم/دررگت پیداوپنهانت منم

         سالهاباجورلیلی ساختی/من کنارت بودم و نشناختی!



تاريخ : سه شنبه یازدهم فروردین 1394 | 23:3 | نویسنده : N.s جوهری | چشم انتظارارادتیم

 

ببار باران

که دلتنگم....مثال مرده بی رنگم


ببار باران

کمی آرام....که پاییز هم صدایم شد

که دلتنگی و تنهایی رفیق با وفایم شد

ببار باران

بزن بر شیشه قلبم....بکوب این شیشه را بشکن

که درد کمتری دارد اگر با دست تو باشد

ببار باران

که تا اوج نخفتن ها مدام باریدم از یادش

ببار باران

درخت و برگ خوابیدن

اقاقی....یاس وحشی....

کوچه ها روزهاست خشکیدن

ببار باران

جماعت عشق را کشتن

کلاغا بوته ی سبز وفا را بی صدا خوردن

ولی باران ، تو با من بی وفایی

توهم تا خانه ی همسایه می باری

و تا من

میشوی یک ابر تو خالی

ببار باران

ببار باران.......که تنهایم!



تاريخ : چهارشنبه بیست و چهارم دی 1393 | 14:45 | نویسنده : N.s جوهری | چشم انتظارارادتیم



تاريخ : چهارشنبه بیست و ششم آذر 1393 | 15:30 | نویسنده : N.s جوهری | 5 باران ارادت



تاريخ : سه شنبه هجدهم آذر 1393 | 14:12 | نویسنده : N.s جوهری | چشم انتظارارادتیم



تاريخ : سه شنبه هجدهم آذر 1393 | 14:3 | نویسنده : N.s جوهری | چشم انتظارارادتیم



تاريخ : سه شنبه هجدهم آذر 1393 | 13:51 | نویسنده : N.s جوهری | چشم انتظارارادتیم

 

 

 



تاريخ : سه شنبه هجدهم آذر 1393 | 13:45 | نویسنده : N.s جوهری | چشم انتظارارادتیم

 

 

خیلی دلم گرفته از این دنیا . هم دنیای واقعی خودمون هم این دنیای مجازی.

وقتی از چیزهایی که دردنیای اطرافم میبینم خسته میشم،  پناه میارم اینجا. می گم که شاید اینجا بهتر باشه. ولی چیزهایی که ایجا میبینم هم جور دیگه ای اذیتم میکنه.

این روزها همش می ترسم این نیمچه ایمانی هم که دارم و به یه مو بنده ازبین بره.

 

خیلی کسلم. بی حوصله.نا امید.

گاهی فکر میکنم خدا فراموشم کرده.

ولی ته قلبم یه چیزی بهم میگه : نه، خدا هنوزهم به یادمه. داره امتحانم میکنه.

چه امتحان سختی. یعنی میتونم ازش سربلند بیرون بیام.

میدونم در شرایط حاضرفقط چیزی کمکم میکنه که بتونه درمسیرزندگیم تحول ایجاد کنه.

حالا این تحول میتونه هم در جنبه مثبت باشه و هم منفی.

که اونم خودش به دو عامل بستگی داره. اول دست سرنوشت دوم قدرت و توان همین نیمچه ایمانی که گفتم.

 

این روزها خودمو سپردم دست سرنوشت. به قول معروف هرچه پیش آید خوش آید. دیگه دنبال آرزو و رویایی نیستم.

تجربه بهم نشون داده که دست سرنوشت خیلی قویتر از اراده  و خواست منه. این شد که منی که زمانی رودررو با اون میجنگیدم حالا کنارش بایستم  و تسلیم خواست اون بشم.نمیدونم شاید هم تحمل شکست رو نداشتم. برای همین دیگه نمیخوام طعم تلخشو بچشم.

 

اما ایمان یه مقوله درونیه. فکر نمیکنم فردای قیامت اگر ازت بپرسند که چرا تسلیم  شیطان و مرتکب گناه شدی بتونی دست سرنوشت رو بهانه کنی!

خیلی سخته تا بتونی توی این جامعه با این همه جریان فکری منحرف وگروه های مخالف ٬ ایمانت رو حفظ کنی. خیلی سخته همرنگ این جماعتی که همین طور تعدادشون روبه افزایشه نشی. خیلی سخته پاک بمونی. خیلی سخته یه مسلمونه واقعی باشی.



تاريخ : چهارشنبه بیست و ششم شهریور 1393 | 13:31 | نویسنده : N.s جوهری | چشم انتظارارادتیم